از مدت ها پيش در اين فکر بودم  که چرا مذهبي هاي ما اينقدر گوشه گير هستند به طوري که وجودشان احساس نمي شود در جايي که بايد خوش بدرخشند و با سخنان و اعمالشان  جمعيتي  را شيفته و دلباخته دين کنند سکوت اختيار مي کنند ، حتي  توانايي دفاع از دين و اسلام را ندارند ، تا  کسي در برابرشان مي ايستد و  احکام و مسائل ديني را زير سوال مي برد ، پاسخي براي اين افراد  ندارند و تسليم اين افراد با ديدگاههاي نادرستشان مي شوند . چرا اين افراد قدرت جذب ديگران را ندارند  ، چرا شخصي که تهي از ايمان و اعتقاد است بايد عامل جذب افراد باشد ، اين موارد  ريشه در اين دارد که  مذهبي هاي ما خشک و سرد هستند و همه چيز را در عبادت ( نماز ، روزه و ذکر )   مي بينند و در مقابل غير مذهبي هاي ما شاداب ، سرزنده و پر تحرک هستند ، با آنها بودن معادل  فراموش کردن  غم هاي زندگي است و در مقابل  با مذهبي ها بودن ( از نوع گوشه گيرها )  نتيجه اي جز دين گريز کردن جوانان نخواهد داشت در حالي  که جوانان خواهان زندگي  شاد و پرنشاطي  هستند و اين توجيح نمي خواهد که چرا  هر جا  شور و نشاط است  جوان در آنجا حضور دارد .


آيا  بهتر نيست   که مبلغان دين اول خود را با چنين روحيه اي سازگار کنند و بعد رسالتشان را انجام دهند  


 


نوشته شده در  سه‏شنبه 27/9/1386ساعت  4:33 عصر  توسط حديث 
  نظرات ديگران()


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[27/5/1387- 12:45 ع] صف بکشيد که جشنه
[10/5/1387- 6:58 ع] سينماي ايران ، آش رشته
[آرشيو شده ها]