از مدت ها پيش در اين فکر بودم که چرا مذهبي هاي ما اينقدر گوشه گير هستند به طوري که وجودشان احساس نمي شود در جايي که بايد خوش بدرخشند و با سخنان و اعمالشان جمعيتي را شيفته و دلباخته دين کنند سکوت اختيار مي کنند ، حتي توانايي دفاع از دين و اسلام را ندارند ، تا کسي در برابرشان مي ايستد و احکام و مسائل ديني را زير سوال مي برد ، پاسخي براي اين افراد ندارند و تسليم اين افراد با ديدگاههاي نادرستشان مي شوند . چرا اين افراد قدرت جذب ديگران را ندارند ، چرا شخصي که تهي از ايمان و اعتقاد است بايد عامل جذب افراد باشد ، اين موارد ريشه در اين دارد که مذهبي هاي ما خشک و سرد هستند و همه چيز را در عبادت ( نماز ، روزه و ذکر ) مي بينند و در مقابل غير مذهبي هاي ما شاداب ، سرزنده و پر تحرک هستند ، با آنها بودن معادل فراموش کردن غم هاي زندگي است و در مقابل با مذهبي ها بودن ( از نوع گوشه گيرها ) نتيجه اي جز دين گريز کردن جوانان نخواهد داشت در حالي که جوانان خواهان زندگي شاد و پرنشاطي هستند و اين توجيح نمي خواهد که چرا هر جا شور و نشاط است جوان در آنجا حضور دارد .
آيا بهتر نيست که مبلغان دين اول خود را با چنين روحيه اي سازگار کنند و بعد رسالتشان را انجام دهند